![]() |
![]() |
|
| تقديم به روح پدر عزيزم |
|
سلام گزارش صعود به قله همیشه سرافراز دماوند را در ژست قرار دادم و ان شاالله نکات فنی را در گزارش بعدی قرار خواهم داد . امیدوارم مورد قبول دوستان خوبم باشد . روز دوشنبه ساعت 17 شیراز را به قصد دماوند ترک کردم .با اتوبوس بین شهری به سمت پلور حرکت کردم . سه شنبه حدودای ساعت یک ربع به یازده به پلور رسیدم و از اتوبوس پیاده شدم .وارد رستوران بین راهی شدم تا آدرس قرارگاه فدراسیون کوهنوردی را بپرسم که با آقای قاسمی راننده وانتی که کارش بردن کوهنوردان به محل های مشخص شده جهت صعود به دماوند است آشنا شدم . خوب بنده ی خدا چون سودش در میان بود مرا راهنمایی کرد و رفتیم قرارگاه فدراسیون و از آنجا مقرر کردیم که با هزینه 65 هزار تومان مرا به اخرین پارکینگ جهت جبهه جنوبی ببرد ، که پس از خرید مابقی مایحتاج این برنامه راهی مسیر شدیم . ساعت 11:50 دقیقه حرکت کردیم و حدود 13:15 دقیقه هم از ماشین پیاده شدم و آقای قاسمی مسیر را یکبار دیگر به من نشان داد و از ایشان خداحافظی کردم . حدود سه ربع ساعت سر حوصله لباس هایم را تعویض کردم و کوله ی خود را آماده کردم و ساعت 14 راهی پناهگاه سیمرغ شدم . مسیر پناهگاه با توجه به علامت های فلشی که در طول مسیر بود راحت دیده می شد و رسیدن به پناهگاه از پای آخرین پارکینگ کار سختی نبود . ساعت 17:10 دقیقه به پناهگاه سیمرغ رسیدم و خودم تنهایی از خودم پذیرایی کردم . استراحتی کردم و بعد از گذشت یک ساعت بساط نهار را آماده کردم نهار را جای همه ی شما سبز صرف کردم .چای درست کردم و مثل بچه های خوب چاییم را هم خوردم .تازه ساعت 18:30 دقیقه بود . وسایلم را در قسمت بالایی پناهگاه پهن کردم و با یک کیف کمری مقداری آب و مخلفات برداشتم و مسیر را به قصد شناسایی و هم هوایی پیمودم . راستش را بخواهید از مسیر و پیرامونم هیچ اطلاعاتی نداشتم جز اینکه مسیر غربی هم مثل مسیر جنوبی شلوغ است .خوب با این تفکر راهی شده بودم ولی ظاهراً این وقت هفته و ماه مبارک هیچ کس در مسیر وجود نداشت .مسیر را حدود دو ساعت تا پای یخچال بالا رفتم و مسیر را برای خودم علامت گذاری می کردم .البته مسیر واضح و رچ های زیادی دیده می شدند . که من از روی یال سنگی که در کنار مسیر ریزال وجود داشت به بالا رفتم .بعد از دو ساعت کوه پیمایی پایین آمدم . در پناهگاه شب را تنهایی سر کردم . شام را خوردم و ساعت 22 خوابیدم و یک روز خوب دیگر هم گشروع به گذشتن کرد . چهارشنبه 4 شهریور ماه 1388 خورشیدی . صبح ساعت 4 بیدار شدم ولی صدای باد اجازه خارج شدن از کیسه خواب را به من نداد . به خودم گفتم 5 حرکت می کنم و تا 6:15 دقیقه همچنان در کیسه خواب می غلطیدم .ساعت 6:15 دقیقه بود یک یک کوهنورد جوان از اهالی تهران وارد پناهگاه شد ، خوب خوشحال شدم که از تنهایی درآمده بودم ولی خوشحالی منم خیلی زود تمام شد و آن جوان فقط قصد برداشتن کوله پشتی را داشت که از هفته ی گذشته در پناهگاه جا مانده بود .آره بابا هقته قبل یک گروه از .....سانسور.... بالا آمده بودند و آخر سر یکی از آقایان کوله پشتی خود را با تمام وسایلش جا گذاشته بود . بله کوله را برداشت و کمی با هم خوش و بش کردیم من مسیر را از ایشان پرسو جو شدم و ایشان هم مسیر صعود را نشانم داد و راهنمایی هایی هم به من گوش زد کرد که از چه مسیری بروم و از کجا بهتر است و از کجا بهتر نیست و خلاصه خداحافظی کرد و من باز هم در آغوش کیسه خواب رفتم و تا 9 صبح خوابیدم . بعد از اینکه دیگر خوابم نمی برد از کیسه خواب بیرون آمدم ، صبحانه ایی مفصل برای خود مهیا کردم و بعد از صرف صبحانه ساعت 10:30 راهی مسیر صعود شدم و به جهت هم هوایی کردن تا ارتفاع 4800 متری بالا رفتم .البته فرداش متوجه شدم که تا چه ارتفاعی بالا رفته ام آخه تجهیزات فنی ارتفاع هم که نداشتم ، بگذریم .رفت و برگشتم به ساعت 16 بهد از ظهر ختم شد .وقتی برگشتم در طول مسیر متوجه شدم که یک گروه به سیمرغ آمده است . هنگام پایین امدن و رسیدن به سیمرغ سه نفر از من استقبال کردند .آقایان احمد توکلیان محسن صلواتی و ناصر کریمی . یک گروه ده نفره از بازنشسته های سازمان تأمین اجتماعی که همه سن و سالشان بالای 50 سال بود و میانگین سنی ایشان 55 سال بود به پناهگاه آمده بودند و خود را برای صعود فردا روز آماده می کردند . با ایشان سلام و احوال پرسی کردم و با ایشان بر خوردم و در کنار ایشان بعد ار ظهر بیاد ماندنی را پشت سر گذاشتیم .تعریف از صعودهای متعدد از سالهای گذشته تا به امروز ، صفا و صمیمیت موجود بین ایشان خواندن شعر و ترانه و آواز به زبانهای محلی و سفره ی شام ، توصیه هایی برای صعود فردا و خاموشی ساعت 21 ، همه حاکی از نشاط ایان بود . البته دو نفر دکتر دندانپزشک نیز به این جمع اضافه شده بودند که جمعاً 12 نفر بودند . پنجشنبه 5 شهریور ماه 1388 خورشیدی. ساعت 4 بامداد بیدار باش بود ، من زود صبحانه ایی را مهیا کردم خامه و عسل جای شما ، سبز. خوب من صبحانه می خوردم و تعارف دیگران و چند نفری هم لطف کردند و سر سفره محقر من نشستند و چای و صبحانه میل کردیم .سه بار چای درست کردم و صرف می شد تا اینکه ساعت 5:55 دقیقه بالاخره گروه حرکت خودش را به سمت قله آغاز کرد . یازده نفر شدیم و حرکت کردیم به سمت قله .خوب دو نفر آقایان دکتر موسوی و اکبرزاده نیز با اختلاف نیم ساعت بعد از ما حرکتشانرا آغاز کردند . در ارتفاعی 4700 بودیم که باد شروع به وزیدن کرد و تا خود قله تنهایمان نگذاشت . همان طور که بالا و بالا تر می رفتیم باد هم تند و تند تر می وزید تا جایی که بخوبی نفرات را از روی زمین بلند می کرد و اگر رعایت نمی کردیم بخوبی نفرات را به هوا پرتاب می کرد . در ارتفاعی 5000 متری بودیم که باد به بوران تبدیل شده بود و چشم دیگر قادر به دیدن چند متر جلو تر را نداشت . یک نفر از دوستان از بالا آمدن انصراف داد و با توجه به تصمیم سرپرست گروه تنهایی به پایین برگشت .در هوای سرد به سمت بالا در حرکت بودیم و فقط نفر جلویی خودمان را می دیدیم. نرسیده به قله پشت تخته سنگ بزرگی استراحت کردیم و از آنجا که در آن هوای مه آلود و بورانی قله معلوم نبود و حدود شش ساعتی هم بود که از شروع حرکتمان می گذشت بین گروه زمزمه هایی مبنی بر رفتن یا نرفتن به قله به گوش می رسید که در نهایت تصمیم به ادامه مسیر گرفته شد . لذا چهار نفر از گروه جدا شدیم و به قصد قله زودتر از دیگران راهی قله شدیم و دیگران با استزاحتی پنج دقیقه ایی راه را ادامه دادند . خوب پنج دقیقه ایی از دوستان دور نشده بودیم که به قله رسیدیم . من در تب وتاب قله بودم که نفرات دیگر گروه هم به قله رسیدند و شادی و سرور از سر و روی هم می بارید . خدا را شاکر هستم که یکبار دیگر توانستم بوسه بر خاک پاک قله ی دماوند بزنم . جای همه ی شما در قله خالی بود . این گزارش ادامه دارد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 11:20 توسط امید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ با هدف ارتقاء سطح کیفی کوهنوردان ایجاد شده است . امیدواریم با یاری گرفتن از یزدان پاک و با همت دوستان عزیزم در گروه طبیعت دوست در این مسیر بتوانیم کوشا و موفق باشیم .
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
لینک همنوردان مطالب آموزشی گالری عکس سرگرمي و تفريح گزارش برنامه یاد یار یزدان پاک داستانهای کوتاه مکان های دیدنی کشور عزیزمان اخبار کوه و کوهنوردی استان اجرای برنامه دانستنیها |
| پیوندها |
|
فدراسیون کوهنوردی هيئت كوهنوردي استان تهران هيئت كوهنوردي استان اصفهان هيئت كوهنوردي استان آذربايجان غربي هيئت كوهنوردي استان آذربايجان شرقي هيئت كوهنوردي قوچان |
|
RSS
|