تبليغاتX
وبلاگ طبیعت دوست شیراز
تقديم به روح پدر عزيزم
 

آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت و گویی به شرح زیر صورت گرفت:
بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف پای ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.
بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.
شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم هاى ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشم هایمان در برابر باد و شن های بیابان است!
بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم!
شتر مادر: بپرس عزیزم.
بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟
نتیجه گیری:
مهارت ها، علوم، توانایی ها و تجارب فقط زمانی مثمرثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید. پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار دارید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 16:18  توسط امید | 
سلام .

یک داستان آموزنده برای زندگی که از طرف یه دوست خوب به دستم رسیده است .

 

"زن و دختر جوانی پیرمردی خسته و افسرده را کشان کشان نزد شیوانا آوردند و در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا سوالی را از جانب آن ها از پیرمرد بپرسد!
شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتار زشت دختر و زن با پیرمرد پنهان کند، از زن قضیه را پرسید. زن گفت: "این مرد همسر من و پدر این دختر است. او بسیار زحمت کش است و برای تامین معاش ما به هر کاری دست می زند. از بس شب و روز کار می کند دستانی پینه بسته و سر و صورتی زخمی و پشتی خمیده و قیافه ای نه چندان دلپسند پیدا کرده است. وقتی در بازار همراه ما راه می رود ما در هیکل و هیبت او هیچ چیزی برای افتخار کردن پیدا نمی کنیم و سعی می کنیم با فاصله از او حرکت کنیم. ای استاد بزرگ از طرف ما از این پیرمرد بپرسید ما به چه چیز او به عنوان پدر و همسر افتخار کنیم و چرا باید او را تحمل کنیم!؟"
شیوانا نفسی عمیق کشید و دوباره از زن و دختر پرسید: "این مرد اگر شکل و شمایلش چگونه بود شما به او افتخار می کردید!؟"
دخترک با خنده گفت: "من دوست دارم پدرم قوی هیکل و خوش تیپ و خوش لباس باشد و سر و صورتی تمیز و جذاب داشته باشد و با بهترین لباس و زیباترین اسب و درشکه مرا در بازار همراهی کند."
زن نیز گفت: "من هم دوست داشتم همسرم جوان و سالم و تندرست و ثروتمند و با نفوذ باشد و هر چه از اموال دنیا بخواهم را در اختیار من قرار دهد. نه مثل این پیرمرد فرتوت و از کار افتاده فقط به اندازه بخور و نمیر برای ما درآمد بیاورد!؟ به راستی این مرد کدام از این شرایط را دارد تا مایه افتخار ما شود؟ ای استاد از او بپرسید ما به چه چیز او افتخار کنیم!؟"
شیوانا آهی کشید و به سوی پیرمرد رفت و دستی به شانه اش زد و به او گفت: "آهای پیرمرد خسته و افسرده! اگر من جای تو بودم به این دختر بی ادب و مادر گستاخش می گفتم که اگر مردی جوان و قوی هیکل و خوش هیبت و توانگر بودم، دیگر سراغ شما آدم های بی ادب و زشت طینت نمی آمدم و همنشین اشخاصی می شدم که در شان و مرتبه آن موقعیت من بودند!؟"
پیرمرد نگاه سنگینش را از روی زمین بلند کرد و در چشمان شفاف شیوانا خیره شد و با صدایی آکنده از بغض گفت:" اگر این حرف را بزنم دلشان می شکند و ناراحت می شوند!! مرا از گفتن این جواب معاف دار و بگذار با سکوت خودم زخم زبان ها را به جان بخرم و شاهد ناراحتی آنها نباشم!"
پیرمرد این را گفت و از شیوانا و زن و دخترش جدا شد و به سمت منزل حرکت کرد.
شیوانا آهی کشید و رو به زن و دختر کرد و گفت: "آنچه باید به آن افتخار کنید همین مهر و محبت این مرد است که با وجود همه زخم زبان ها و دشنام ها لب به سکوت بسته تا مبادا غبار غم و اندوه بر چهره شما بنشیند."

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 14:30  توسط امید | 

صعود سراسری قله پازن پیر ۴۳۰۲متر - بلندترین قله شرقی دنا

از دوستان و همنوردان عزیز وبلاگ نویس دعوت به عمل می آید در صورت تمایل به شرکت در این صعود اعلام آمادگی کنند٬ جهت هماهنگی شرکت در این برنامه با شماره تلفن های زیر تماس حاصل فرمایید.

  ۰۹۱۷۷۱۵۹۲۰۷ - ۰۹۳۵۵۳۷۴۸۵۳-۰۹۳۶۰۳۵۴۶۱۴

 

مدت برنامه ۳ روز میباشد ۶-۷-۸ خرداد ماه ۱۳۸۸

هزینه برنامه ۳۵۰.۰۰۰ ریال (سی و پنج هزار تومان) است که وسیله ایاب و ذهاب از شیراز مهیا می باشد.

شماره حساب: ۱۰۳۰۷۹۲۲۸۰۰۸    حساب سیبا :به نام : اقای محسن لقمانی

مهلت ثبت نام تا ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

زمان گردهمایی :  ۶ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۹ صبح - شيراز -ورزشگاه ۲۲ بهمن (بلوار مدرس - کوی زهرا "س" )

 این برنامه از طرف گروه کوهنوردی میعاد و با هماهنگی هیات کوهنوردی استان فارس برگزار خواهد شد.

وسایل مورد نیازِ - کروکی مسیر و ... به زودی در همین پست گذاشته خواهد شد.

در ضمن این صعود سراسری متشکل از وبلاگ نویسان و کوهنوردان از سراسر کشور برگزار خواهد شد.

هزینه شامل: حمل نقل از شیراز به یاسوج و برگشت به شیراز - مکان استقرار - ۳وعده غذای - و......... می باشد.

 

منبع خبر : http://soniarock.blogfa.com/post-105.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 7:3  توسط امید | 
سلام به همه ي همنوردان عزيز و گرامي خودم.

اين هفته ، هفته و روز معلم است و جا دارد از تمام معلمان ، مربيان و آموزگاراني كه ما را در رسيدن به اين زمان و مكان ياري رساننده اند تشكر و قدر داني كرده باشيم . تمام عزيزاني كه يه روزي معلم من بودند و خواهند بود . ياد تك تكشان بخير و گرامي.

و چه بجاست از مربيان كوهنوردي خودم هم نامي ببرم كه مرا در رسيدن به اول راه كوهنوردي كمك كردند و دست مرا به گرمي فشردند .

در طول مدت كوتاه سابقه كوهنوردي كه دارم با مربيان زيادي آشنا شدم كه جناب اقاي نصرالله كشاورز  اولين مربي من بودند و هستند آقاي محمد هادي چمن فر از مربيان خوب و زحمت كش استان و گروه كه جا دارد از زحمات ايشان براي بهبود ورزش كوهنوردي استان كمال تشكر را داشته باشم .از مربي خوب و توانمند خودم در دوره كاراموزي كوهنوردي جناب اقاي اخگر همچنين سركار خانم طهماسبي نيز سپاسگذارم.

دوستان زيادي نيز بودند كه هر كدام به نحوي آموزگار و مربي من در اين رشته ي زيبا بودند آقايان نجفي ،فرشاد اختگر كاوياني ، شهرام ايزدي ، آقاي كريمي ، يحيي سخنداني ، مهدي غفوريان ، و تمام دوستاني كه هر كدام با در اختيار گذاشتن تجربه كوهنوردي خود من و ما را در رسيدن به قله هاي بلند و رفيع كوه ها و همچنين در رسيدن به اوج انسانيت ياري نمودند ، كمال تشكر را دارم.

در گروه كوهنوردي ما ، مثل تمام گروه هاي فعال ديگر با سابقه طولاني پيشكسوتاني نيز هستند كه هر كدام به شكلي در راه پيشبرد اهداف كوهنوردي و گروه طبيعت دوست كوشا بودند . از جلمه جناب حاج آقا جعفري كه به حق بزرگ گروه طبيعت دوست هستند . 

نوشتن و بردن نام اين عزيزان هرگز در شان مقام و زحمات بيكران ايشان نمي باشد ، فقط ابراز سپاسي هر چند كوچك از طرف ما مي باشد .

  

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:3  توسط امید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ با هدف ارتقاء سطح کیفی کوهنوردان ایجاد شده است . امیدواریم با یاری گرفتن از یزدان پاک و با همت دوستان عزیزم در گروه طبیعت دوست در این مسیر بتوانیم کوشا و موفق باشیم .

پیوندهای روزانه
سایت گروه کوهنوردی البرز قم
فریاد خاموش
بر فراز ابرها
عشق کوهنوردی
SOLO climbing team
اولین سایت بین المللی نقاشی کودکان و نوجوانان
سـایت جـامع آموزش کوهنوردی
گـــروه کـــوهـــنــوردي وتـــــوس
سرگرمي و دانستني و تفريح و شادي
آهنگ هاي مورد علاقه من ... تفريحي،سرگرمي
معرفي كوهنوردان ايراني
داستان كوه
آوازهاي كوه
باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند
لينك لوتوس
لینک پزشکی کوهستان
گروه كوهنوردي كوه ياران پارس
گروه كوهنوردي استقلال شيراز
بر فراز ابرها - وبلاگ اختصاصی اخبار لنین
گروه کوه نوردی طبیعت دوست شیراز
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
آرشیو موضوعی
لینک همنوردان
مطالب آموزشی
گالری عکس
سرگرمي و تفريح
گزارش برنامه
یاد یار
یزدان پاک
داستانهای کوتاه
مکان های دیدنی کشور عزیزمان
اخبار کوه و کوهنوردی استان
اجرای برنامه
دانستنیها
پیوندها
فدراسیون کوهنوردی
هيئت كوهنوردي استان تهران
هيئت كوهنوردي استان اصفهان
هيئت كوهنوردي استان آذربايجان غربي
هيئت كوهنوردي استان آذربايجان شرقي
هيئت كوهنوردي قوچان
 

 RSS

POWERED BY
TABIATDOOST.BLOGFA.COM